تبليغاتX
دل نوشته هایم برای تو

دل نوشته هایم برای تو

من و تو

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی


+ نوشته شده در Fri 4 May 2012 ساعت توسط رویا |

من و تو


+ نوشته شده در Fri 4 May 2012 ساعت توسط رویا |

love

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد


+ نوشته شده در Fri 4 May 2012 ساعت توسط رویا |

....

تا حالا شده دلت انقد گرفته باشه که فک کنی فاصله زمین تا آسمون انقد 

کم شده که میتونی سنگینی آسمونو  رو سینه پره غمت حس کنی؟

 تا حالا شده از ته دل بخوای بری یه جای خیلی خیلی دوریه جای ساکت

 و خلوت و دور از همه آدما با تموم وجودت داد بزنی تا همه غمهای تلنبار شده

 تو دلت رو بسپری به باد؟ تا حالا شده حس کنی انقد تنهایی که حتی وقت

مردن کسی به خاکسپاریت نمیاد؟

 

تنهایی یعنی ذهنم پر از تو و خالی از دیگران...

اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران....

 

مینویسم نامه روزی از اینجا میروم

با خیال او ولی تنهای تنهامیروم

در جوابم شایداو حتی نگویدکیستی

مینویسم من که عمری با خیالت زیستم

گاهی از من یاد کن حالا که دیگر نیستم.

 

 خنده بر لب میکنم تا کس نداند راز من/ ورنه این دنیا که من دیدم خندیدن نداشت

 

دل بستن مثل یه قصه اس با یکی بود شروع میشه

                                             و با یکی نبود تموم میشه


+ نوشته شده در Sat 21 Apr 2012 ساعت توسط رویا |

پرواز مرده است


زندگی راه درازیست ، حریفش مرگ است

      عمر یک غصه و پایان ظریفش مرگ است

            زیستن پرسش سختیست که عمری با ماست

                 پاسخ منطقی و نرم و لطیفش مرگ است

                        این طرف رهگذری ، نام عزیزش انسان

                                 آن طرف همسفری ،اسم  شریفش مرگ است

                                          داغ یاران سفر کرده چه سنگین داغیست

                                                   داغی آن گونه که یک سوز خفیفش مرگ است

                           زندگی یک غزل نیمه تمام است ای دل

 که به هر وزن بگوییم ردیفش مرگ است

 

پرواز و...



+ نوشته شده در Wed 18 Apr 2012 ساعت توسط رویا |

مزار

بی خبر از همه خوابیدن چه سود
بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید
ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود

گر نرفتی خانه اش تا زنده است
خانه صاحب عزا تا صبح خوابیدن چه سود
گر نپرسی حال من تا زنده ام
بعد مرگم اشک و نالیدن چه سود

 


+ نوشته شده در Wed 18 Apr 2012 ساعت توسط رویا |

 اگر گاهي ندانسته به احساس تو خنديدم......
 و يا از روي خودخواهي فقط خود را پسنديدم ...
....اگر از دست من در خلوت خود گريه ايي کردي .....
......اگر بد کردم و هرگز به روي خود نياوردي .......
....اگر زخمي چشيدي گاهگاهي از زبان من ....
.....اگر رنجيده خاطر گشتي از لحن بيان من ..
......مرا ببخش


+ نوشته شده در Tue 17 Apr 2012 ساعت توسط رویا |

می دانـی جانــم ؛
یک وقت هایی هست باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی


تـعطیــل است . . .
و بچسبانی
پشت شیشه ی افـکارت
باید به خـودت استـراحت بدهی


دراز بکشی
دست هـایت را
زیر ســرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی . . .


در دلـت بخنــدی
به تمام افـکاری که

پشت شیشه ی ذهنت
صف کشیده اند . . .
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند . . .


+ نوشته شده در Mon 16 Apr 2012 ساعت توسط رویا |

عاشق بودن فقط منحصر به یک آدم نیست بفهم . . .

  فهمیدن ابتدای آدمیت است رفیق . . .


+ نوشته شده در Mon 16 Apr 2012 ساعت توسط رویا |

دنیا

وقتي به دنيا امدي تو تنها كسي بودي كه گريه كردي وبقيه ميخنديدن سعي كنيد يك جوري زندگي كني كه وقتي رفتي تنها تو بخندي وبقيه گريه كنن .


+ نوشته شده در Wed 11 Apr 2012 ساعت توسط رویا |